حرفهاي دلم

سپتامبر 6, 2009

قاصد روزان ابری، داروگ! کی می رسد باران؟

دسته: حرف دل — امین @ 4:05 ق.ظ
Tags: ,

خشك آمد كشتگاه من

در جوار كشت همسايه.

گرچه می گويند: “می گريند روی ساحل نزديك

سوگواران در ميان سوگواران. “

قاصد روزان ابری، داروگ! کی می رسد باران؟

بر بساطی كه بساطی نيست

در درون كومه ی تاريك من كه ذره ای با آن نشاطی نيست

و جدار دنده های نی به ديوار اتاقم دارد از خشكيش می تركد

-چون دل ياران كه در هجران ياران-

قاصد روزان ابری ، داروگ! کی می رسد باران؟

سپتامبر 1, 2009

متن آخرین پست وبلاگ مرحوم ابطحی به تاریخ هفتم شهریورماه 88

دسته: سیاسی — امین @ 2:19 ب.ظ

از تنهائی در آمدیم

در زندان، برای من، صبح ها که میخواهم از خواب بیدار شم، بدترین اوقات است. آدم وقتی خواب است، یادش می رود که در زندان است و در یک اطاق تنها باید روز را سر کند. معمولا وقتی از خواب بیدار می شوم که درخواب در کنار خانواده و یا دوستان گرم صحبت هستم. در سلول انفرادی که بودم و اطاقم سه در سه بود، ساعت 7.30 صبح از یک پنجره ای که زیر در آهنی بود،  صدای قیژی می آمد و پنجره ای باز می شد و یک بسته نان و پنیر و یک لیوان چای را هل میدادند تو. در آن حالت خوش آزادی در خواب، این صدا من را بیدار می کرد. وقتی می دیدم باز هم در همان اطاق ولو هستم، غم عالم بر دلم می نشست. حالا که به یک جای دیگر منتقل شدم. اطاق بزرگی دارد با تلویزیون و حیاط 100 متری که بدون چشم بند میشود در آن قدم زد. تا پنجشنبه گذشته، که در این محل جدید تنها بودم. صبح ها، اینجا هم که از خواب بیدار می شدم در این اطاق بزرگ بیشتر تنهائی را حس می کردم. بدون قیژ در ورودی باز هم همان غم موقع بیداری وجود دارد. پریروز عصر پنجشنبه رفته بودم اطاق بازجوئی که وبلاگم را بنویسم. آمدم دیدم یک تخت دیگر در اطاقم گذاشته اند. چند دقیقه بعد هم سر و کله ی سعید شریعتی پیدا شد که بار و بندیلش را به دست گرفته و با چشم بند وارد حیاط شد. خیلی خوشحال شدم. بعد از 71 روز غیر از باز جو وتیم قضائی، یک نفر را می دیدم که میخواست با من بماند. موقع افطار هم دیدم که در حیاط با تشریفات ویژه اش باز شد و محمد عطریان هم آمد وافطار را با هم خوردیم ولی بعد افطار بردندش. آی چسبید. همان جا به سختی و به صورت تصادفی فهمیدیم که از همان پنجشنبه خیلی از بچه ها و دوستان زندانی مان در اوین چند نفری با هم شده اند وبه اطاق های عمومی منتقل شده اند. بیشتر خوشحال شدیم. با اینکه زندانی هستیم و رنج تنهائی تا اعماق وجود همه مان وجود دارد، ولی همین اندازه که سه نفری افطار خوردیم کلی لذت بردیم. سعید شریعتی 40 روز بعد از ما دستگیر شده است.کلی اخبار بیرون زندان را در این 40 روزه تعریف کرد. چه اوضاعی بوده است و ما بی خبر بودیم. خیلی سعی کردم از سعید شریعتی بفهمم که با چه هدفی و با چه برنامه ای این کارها صورت گرفته و کجای آن به سود مردم بوده، نفهمیدم. او هم نمی دانست. فقط ماجراها را تعریف می کرد. از حمایتهای با مزه آدمها و طیف های مختلفی که در خارج از کشور لباس سبز پوشیده بودند هم حرف زد. شیر تو شیری بوده خوشمزه. بی خبری هم عجب عالمی است. هر کس ایران امروز را بشناسد می داند که دود آشوبهای خیابانی تنها به چشم مردم و تاریخ وعظمت ایران میرود. واین واقعیت را بیش از دیگران ، آنهائی میدانند که مردم به دفاع از آنان به خیابان ها آمدند. در هر حال ما را چه به سیاست. اینکه  در این چند روزه از تنهائی در آمده ایم، و افطارها غوق نمی کشیم عجالتا خوشحالیم.

پینوشت: به علت در دسترس نبودن وبلاگ وبنوشته ها متن آخرین پست را عینا نقل کردم.

آگوست 29, 2009

پاسخ شیرازی در مورد پاک شدن وبلاگ من

در تصویر زیر می توانید تلاش های جناب خرچنگ زاده را برای ریش سفیدی و آزاد سازی وبلاگ قبلی بنده، و همچنین جواب های شیرازی، مالک بلاگفا را مشاهده کنید. اتاریخ این صحبت ها به روز بعد از پاک شدن وبلاگ برمی گردد و در سایت فرندفید انجام شده است. قابل توجه است که ایشون بنده رو بلاک کرده بودند و من به طور مستقیم نمی تونستم پبهش پاسخ بدم.

ferfer

تکمله: لینک متنی که به ادعای شیرازی در آن به او توهین کرده ام.

http://harfhayedelam.wordpress.com/2009/07/27/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%8c-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c/

آگوست 27, 2009

دسته: حرف دل — امین @ 11:57 ب.ظ

مدتی است به فرندفید سرگرمم. به مردمانش. به مردمان گاه مهربان و گاه عصبانیش. خیلی خوب است. دوستشان دارم. بعضی هایشان را بیشتر، بعضی را کمتر. ولی خوبند.

هنوز با وردپرس راحت نیستم. لعنت به شیرازی. از شکل و شمایل وبلاگم هم راضی نیستم. بلد هم نیستم بهتر از این درستش کنم.

جولای 28, 2009

جنگ شیرازی با فراریان از بلاگفا

دسته: حرف دل — امین @ 11:35 ق.ظ
Tags: , , ,

تنها یک روز از مهاجرت به وردپرس گذشته است که متوجه شدم وبلاگم در بلاگفا به کلی و به یکباره حذف شده است. از طرفی خوشحالم که تمام نوشته هایم را حفظ کردم و از طرفی برای مدیریت سایت بلاگفا بسیار متاسفم. پیشتر روی شخص مدیر بلاگفا، علیرضا شیرازی، طور دیگری حساب می کردم و وی را فردی با شخصیت و متعهد به حقوق کاربران می پنداشتم ولی اکنون رفتارهایی بسیار بچگانه و غیرحرفه ای را از او شاهدم. مسدود کردن سرویس انتقال آرشیو وبلاگ که قبلا در بلاگفا وجود داشت و چندی است که از دسترس خارج شده دلیلی بر این مدعاست. جالب آنکه او پس از مشاهده فید مربوط به پست قبلی این وبلاگ در سایت فرندید، من را از لیست مشترکان فیدهایش هم حذف کرد. لذا بهانه فشارهای سیاسی برای انجام چنین حرکاتی نیز منطقی به نظر نمی رسد و بیشتر به نوعی انتقام جویی شبیه است.

وبلاگ من تنها یک نمونه از بسیاری از وبلاگهاست بعد از قریب به 5 سال موجودیت، به جرم فرار از زندان بلاگفا به اعدام محکوم شده اند. از بقیه کاربران بلاگفا و حتی دیگر سایت های ایرانی  نیز می خواهم که خود را مهیای خروج از سرویس های ایرانی به خصوص بلاگفا کنند. با صبر و حوصله مطالب و آرشیو وبلاگشان را در جایی ذخیره کنند و تا قبل از این کار، حرفی از انتقال وبلاگشان به دیگر سرویس دهنده ها نزنند.

جولای 27, 2009

سلام وردپرس، سلام آزادی

دسته: حرف دل — امین @ 12:37 ب.ظ

بالاخره از بلاگفا دل کندم. تقصیر خودشان بود. به هر حال…

با زحمت همه پست ها رو با کپی پیست به اینجا آوردم. هر چند که شکل و شمایل خوبی ندارد، ولی بهتر از از دست دادنشان بود. کم کم سعی می کنم تصاویری ر هم که در این نقل و انتقال جا افتادند را هم سر جایشان بگذارم.

یک پیام هم واسه آقای شیرازی دارم و آن اینکه تو روحت…

خرداد 88

دسته: روزگار بلاگفا نشینی — امین @ 11:55 ق.ظ

فیسبوک و انتخابات

می گویم تا صبح قیامت هم در فیسبوک از دروغگویی های احمدی نژاد مثال بیاوریم فایده ندارد.

می گویی چرا؟

می گویم دلیلش اینست که تعداد قابل توجهی از افرادی که می خواهند به احمدی نژاد رای بدهند کاربر اینترنت نیستند. ثانیا غالبا دوستانمان را همفکرانمان تشکیل می دهند. من خودم از بین 190 دوستی که در فیسبوک دارم فقط یک نفرشون به احمدی نژاد رای میده و او هم رایش با این لینک ها عوض شدنی نیست. افرادی هم که تحریم کرده اند می دانند که کی راست می گوید و کی دروغ ولکن نمی خواهند رای بدهند. تا قبل از مناظره کروبی انتظار داشتم موسوی و یا کروبی این مسئله را برای مردم رو کنند، ولی متاسفانه نتوانستند. وقتی کاندیدای ما نتواند همچین کاری را در تلویزیون بکند ما هر چه اینجا خودمان را جر بدهیم فایده ندارد.

# یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 18:5  توسط امین نگاشته شد  |   2 نظر

فیلترشکن

نسخه جدید نرم افزار فری گیت (freegate) را از اینجا دانلود کنید: دانلود (حجم: 409 Kb)

# شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 15:36  توسط امین نگاشته شد  | حرف دلت رو بگو؟

مناظره موسوی و احمدی نژاد

ساعتی از مناظره موسوی و احمدی نژاد در تلویزیون می گذرد. در خلال مناظره و خصوصا بعد از آن بازخوردها و ارزیابی دوستانم را در مورد آن پیگیری کردم.

غالب طرفداران موسوی بر این نکته تاکید دارند که وی ادب و حیا را رعایت کرد و همچنین در زمان تعیین شده صحبت کرد.

از سوی دیگر حامیان احمدی نژاد از بیان صریح و به عبارتی “افشاگری” او مخصوصا در مورد خاندان هاشمی رفسنجانی ابراز خشنودی می کنند.

اما اگر از منظر یک فرد بی طرف به ماجرا نگاه کنیم خواهیم دید که در طول برنامه روند گفت و شنود ها به نحوی بود که ابتدا موسوی مثال هایی از اشتباهات دولت می آورد و سپس احمدی نژاد با این جمله حرف خود را شروع می کرد که آقای موسوی شما از مسائل مطلع نیستید و در مقابل موسوی هیچ گاه در صدد این بر نیامد تا خود را از اتهام “بی اطلاعی” مبری کند. از نظر من این یکی از نقاط ضعف موسوی در مناظره امشب بود.

در کل اگر چه به حقانیت گفته های موسوی اعتقاد دارم و در طول مناظره در دلم با او همراه بودم، با این حال باید بگویم که او از “فن مناظره” چندان بهره ای نبرده بود و در اکثر اوقات توپ در زمین او قرار داشت.

# پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 2:15  توسط امین نگاشته شد  |   حرف دلت رو بگو؟

نطق انتخاباتی موسوی

فکر مي کنم که نطق 30 دقيقه اي ميرحسين نه افتضاح بود و نه بسيار عالي. چند نکته در صحبت هايش نظرم را جلب کرد:

1- ابتدا سعي کرد غيبت 20 ساله را توجيه کند.

2- تاکيد زيادي روي “خانواده شهدا” داشت.

3- تلاش داشت تا حد ممکن نام شهر ها و استان هاي مختلف را ذکر کند و نشان دهد که از اوضاع همه جا مطلع است.

4- ساده و در سطح فهم عموم مردم حرف زد.

# شنبه دوم خرداد 1388ساعت 1:10  توسط امین نگاشته شد  |   حرف دلت رو بگو؟

اردیبهشت 88

دسته: روزگار بلاگفا نشینی — امین @ 11:54 ق.ظ

بسمه تعالی
در این برهه حساس از تاریخ سرزمین پرافتخارمان، مسئولیت خطیری بر عهده یکایک هموطنان آزاداندیش است. هر چند که مرسوم است “رای دادن” را یک “وظیفه” ی دینی و ملی بنامند، لکن در اینجا از تمامی هم میهنانم تقاضا دارم که با هوشیاری، احساس مسئولیت و میهن پرستی از “حق” خود برای شرکت در انتخابات استفاده کرده و از وارد آمدن خسارات بیشتر به کشور و ملت پیشگیری نمایند.

در عین حال از هواداران هر دو نامزد معرفی شده توسط گروه های اصلاح طلب، می خواهم که با شعور سیاسی بالای خود مانع از شعله ور شدن آتش اختلاف در جبهه اصلاحات گردند، که بی شک این آرزوی قلبی بدخواهان ایران زمین است.

در پایان اعلام می دارم، ضمن احترام به آرای دوستداران جناب آقای موسوی، اینجانب رای خود را در حمایت از آقای کروبی به صندوق خواهم انداخت. ناگفته پیداست که این رای نه تنها به دلیل بر وارد نبودن انتفاد به ایشان نیست، بلکه علیرغم انتقادات جدی که به عملکرد ایشان در گذشته دارم، در مقطع کنونی ایشان را برای تصدی این سمت مناسب تر ، می دانم.

سعادت و سربلندی همه هم میهنانم را خواستارم

# پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 17:18  توسط امین نگاشته شدحرف دلت رو بگو؟

بسمه تعالیدر خصوص امر خطیر انتخابات، بنده هنوز به جمع بندی نهایی نرسیده ام و تاملاتی در این زمینه دارم. علی ای حال علی رقم سوابق انقلابی و مدیریتی جناب آقای موسوی، در شرایط فعلی ایشان را فرد اصلح برای تصدی مقام ریاست جمهور مناسب تشخیص نمی دهم. از خداوند متعال سربلندی کشور و ملت را خواستارم.

# سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 13:12  توسط امین نگاشته شد3 نظر

اسفند 87

دسته: روزگار بلاگفا نشینی — امین @ 11:54 ق.ظ

شب گذشته (25 فوریه 2009) خانم دکتر شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل در سال 2003 در شهر تروندهایم نروژ، به ایراد سخنرانی پرداخت. سخنرانی وی با عنوان “Empowering Women” (قدرت بخشی به زنان) در ساعت 8 شب در محل تالار اصلی انجمن دانشجویان شهر تروندهایم برگزار شد. وی در این سخنرانی به نقض حقوق زنان در سطوح مختلف و در کشورهای گوناگون و حتی کشورهای اروپایی اشاره کرد. همچنین وی به برخی مشکلات زنان در جامعه ایران پرداخت و ریشه اصلی این مشکلات را تفکر پدرسالارانه حاکم بر جوامع مختلف از جمله ایران دانست. در ادامه وی با رد ادعای برخی از جامعه شناسان مبنی بر اینکه دین اسلام سرمنشاء این نابرابری ها در کشورهای اسلامیست، مشکلات زنان در هند، چین و کشورهای افریقایی را مثال نقض این ادعا دانست. در خاتمه نیز وی آرزو کرد که روزی همه زنان به حقوق برابر دست یابند.
در حاشیه:
* استقبال دانشجویان از این سخنرانی چشمگیر بود به طوری که تقریبا هیچ صندلی خالی در سالن محل سخنرانی باقی نماند.
* تعداد زیادی از ایرانیان ساکن تروندهایم، از جمله غیردانشجویان در سالن حضور داشتند.
* خانم عبادی با اندکی تاخیر به سالن وارد شد و در حالی که حضار به احترام وی به پا خاستند برای دقایقی او را تشویق کردند.
* پیش از سخنرانی خانم عبادی، رئیس دفتر روابط بین الملل دانشگاه، به معرفی اجمالی وی پرداخت و از او برای ایراد سخنرانی دعوت کرد.
* خانم عبادی سخنرانی خود را به زبان فارسی ایراد کرد و یک خانم ایرانی وظیفه ترجمه صحبت های وی را بر عهده داشت.
* خانم عبادی مجبور شد چندین بار صحبت های خود را به دلیل تشویق حضار قطع کند.
* پس از پایان سخنرانی دانشجویانی با ملیت های مختلف به طرح سوال پرداختند.
دانشجویی از مراکش در مورد “گشت ارشاد” سوال کرد. عبادی در پاسخ به تشریح عملکرد و وظایف گشت ارشاد پرداخت.
* دانشجوی دیگری از عبادی در مورد “متعه” و چندهمسری سوال کرد. عبادی در ابتدا به تشریح بحث متعه برای حضاری که اغلب اطلاعی در این مورد نداشتند پرداخت و سپس گفت که متعه با پایداری خانواده در تناقض است و من با آن مخالف هستم.
* عبادی که در حین سخنرانی خود به نقض گسترده حقوق زنان در کشورهای عربی از جمله بحرین، عربستان و یمن اشاره کرده بود با سوالی از سوی یک دانشجوی بحرینی مواجه شد. این دانشجو با اشاره به بهبود وضعیت زنان بحرینی در سالهای اخیر تلاش کرد از کشور خود دفاع کند. عبادی در پاسخ گفت ما در اینجا به دنبال یک بحث علمی هستیم و در فضایی آکادمیک به بیان حقایق می پردازیم. وی اضافه کرد من بیشترین انتقادها را در سخنرانیم نسبت به کشور خودم مطرح کردم ولی این بدان معنی نیست که می خواهم کشورم را تحقیر و یا به آن توهین کنم. وی ضمن تقدیر از حس میهن پرستی این دانشجو از او خواست حقایق را در نظر بگیرد. عبادی افزود من کاملا با شرایط جامعه بحرین آشنا هستم و مطمئن هستم که حقی که شما در کشورت داری را خواهرت ندارد.
* پس از پایان مراسم جمعی از حاضرین دور دکتر عبادی حلقه زدند و به طور خصوصی مشغول صحبت شدند و برخی هم عکس یادگاری گرفتند.

# چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 22:16  توسط امین نگاشته شد3 نظر

بهمن 87

دسته: روزگار بلاگفا نشینی — امین @ 11:53 ق.ظ

خبرهای خوبی در مورد بالاترین در راه است. مهدی یحیی نژاد از بنیان گذاران سایت می گوید:

The Balatarin domain is back. We are still working on the server setup”

همچنین عزیز آشفته دیگر مدیر سایت بالاترین هم در اینجا نوشته:

“امروز که مشکلات تقریبا حل شده به رضا تو تکمیل نسخه جدید که بالاخره قراره به آخرین نسخه ریلز آپگرید بشه کمک می‌کنم”


# پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 18:44  توسط امین نگاشته شدیک نظر

انقدر از عادل حمایت می شود که آخر سر ادامه پیدا کردن برنامه نود مخل امنیت ملی می شود. امنیت ملی هم که شوخی بردار نیست. نود فدای امنیت ملی.

# سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 14:30  توسط امین نگاشته شد3 نظر

برگه‌ی بعد »

وبلاگ روی وردپرس.کام.